محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6779

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از حادثاتى كه به سال سيصدم بود از جمله آن بود كه فرستاده اى از عامل برقه به بغداد آمد - برقه از ولايت مصر است ، تا چهار فرسخ ماوراى آن ، و ما بعد آن از ولايت مغرب است - با خبر يك خارجى كه بر ضد وى قيام كرده بود و اينكه بر اردوگاه وى دست يافته و جمعى از ياران وى را كشته و گوشها و بينىهايى از كشتگان همراه داشت كه به نخها بود با صد علم از علمهاى خارجى . در همين سال در بغداد امراض و آفات ميان مردم بسيار شد . گويند كه در اين سال سگان و گرگان باديه هار شدند و مردم و اسبان و چهار پايان را مىجست و چون كسى را مىگزيد او را هلاك مىكرد . در اين سال فضل بن عبد الملك هاشمى سالار حج شد . ( 147 آنگاه سال سيصد و يكم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال سيصد و يكم بود از جمله آن بود كه مقتدر ، محمد بن عبيد الله را از وزارت معزول كرد و او را با دو پسرش عبد الله و عبد الواحد بداشت و على بن عيسى را وزير خويش كرد . و هم در اين سال و با در بغداد شايع شد . در آنجا يك قسم و با بود كه آن را حنين نام دادند و يك نوع بود كه آن را ماسرا نام دادند . حنين بى خطر بود ولى ماسرا طاعونى كشنده بود . در اين سال مرد شعبده بازى را كه مىگفتند حلاج نام دارد و كنيه اش ابو محمد است به خانه على بن عيسى وزير حاضر كردند ، يكى از يارانش نيز با وى